سلام سید جان
چند وقتی هست که با هم حال و احوال هم نکردیم. به حدی دلم گرفته که گفتم خودم حالم را برات بگم. یک هفته ای میشه که بغض گلویم را گرفته٬ میدونم ویدیو هایی که من اینجا می بینم را شما در ایران نمی بینید٬ البته همان همان بهتر٬ چون دیدنش جگر جلاد را هم آتش می زند چه برسد به من و شما!
اطمینان دارم که حتی قاتلین این جوانان توان دیدن این صحنه ها را ندارند!
راستش اسلام را با تو شروع کردم و خدایم شاهد است که به اصول دین تا به امروز پایبند بودم٬ اما از همان روز اول از این قماش حکومتی دل خوشی نداشتم!
اگر یادت باشد در همان دبیرستان به خاطر سوالاتی که شاید امروز به آنها روشنفکرانه بگویم به من لقب آمریکایی دادند٬ اما من فقط به آزادی فردی اعتقاد داشتم!
بگذریم٬ وقتی دین را به ما درس می دادی در هیچ جای قرآن و توضیح المسایل ننوشته بود که اگر کسی به خیابان آمد تا از حکومت سوال کند باید کشته شود!
آخر این حکام را چه می شود که تاج و تخت خود را با خون این بی گناهان آبیاری می کنند؟
می دانم که اگر ایران بودم این سوال ساده هم حکم مهاربه داشت و خون من مباح بود٬ آیا اینست اسلام؟ این است دین؟ آیا تو هم این اسلام را تبلیغ می کنی؟
شاید پانزده هزار کیلومتر فاصله زیادی باشد٬ اما من در این شهر که شاید آخر دنیاست کسی را سراغ ندارم که با دیدن فیلم کشته شدن جوانان اشک نریزد.
سوال من از شما اینست:
به کجا می رویم؟ آیا این ظلم ها برای هموار کردن راه ظهور است؟
ولی به خاطر داشته باشیم:
الملک یبغی مع الکفر و لا یبغی مع الظلم