|
|
|
|
|
این نوشته از وبلاگ یار دبستانی هست٬ فکر کردم با دوستان به اشتراک گزارده شود:
از بس ستاره کشتید ، روی زمان سیاه است...هم این زمین سیاه است، هم آسمان سیاه است...دست قلم شکستید، پای سخن ببستید...ای روشنی ستیزان، افکارتان سیاه است***رئیس حراست زندان اوين در آن هنگام و همزمان با حضور نمایندگان مجلس در زندان اوین و بازدید آنها از زندان توسط مامورین حراست دست و پای اکبر محمدی را که پی در پی شعار میداده است ،به تخت بسته و به دهان او نیز چسب میزنند و از او نقل است كه گفته :"اکبر محمدی را به بند منتقل کنید تا همانجا بمیرد"...ديگر اكبر آرام خوابيده ، نه از سيلي بازجويان و ضربات كابلها خبري هست ، نه تو هين و ضربات چكمه دژخيمان! اكبر هم مانند هزاران ستاره ديگر ، روشنايي وجودش را گرفتند ، اما روح او و ياد مقاومتهايش همواره ، روشنايي بخش مبارزات است ...حالا ديگر نه بر مردگان كه بر زندگان بايد گريست ، اوين ، گوهردشت ، عادل آباد و ... همه اين زندانها ايراني كوچك را در دل خود دارند ، از مكرمه و جعفر سنگسار شده با فرزندشان كه در زندان بدنيا آمده ، بزرگ شده و شايد تا به حال لذت يك تاب سواري را هم در زندگيش لمس نكرده باشد...ديگر زندان جاي بدي نيست ، معلم ، فعال زنان ، كارگر ، بد حجاب و دانشجويان اينها همگي ، زندانيان زندانهايمان هستند . هر روز روشنايي هزاران ستاره را با پرده افكار سياهشان محو مي كنند ، هر روز چراغي را خاموش مي كنند .حالا هر ستاره دانشجو نماد افتخار است و یک گرازش جالب از کنسرت شجریان |
||
|
|
|
|
|
خوب به خاطر دارم روزی که در مورد مرگ زهرا کاظمی در سالگرد ایشان نوشتم٬ یاد آوری کردم که با یک اشتباه شخصی (مانند زدن ضربه به سر زندانی توسط قاضی) و پس از آن حمایت همه جانبه دولت از این شخص چه تغییراتی در روابط ما با کشورهای دیگر ایجاد می شود. به عنوان مثال گفتم که همین قتل موجب تنش در روابط ایران و کانادا شد و در نتیجه کانادا در تمام قطعنامه های شورای امنیت بر علیه ایران رای داد. از سوی دیگر شرکتهای کانادایی که محصولات استراتژیک آمریکا را با برچسب کانادایی به ایران صادر می کردند از این کار منع شدند. در پاسخ به نظر من یک سری از دوستان مومن گفتند ما احتیاجی به کانادا نداریم. در حادثه بعدی با دستگیری ملوانان و خوراندن نون و برنج به آنها در تلویزیون انگلیسی ها را با خود دشمن کردیم و گفتیم به آنها هم که احتیاج نداریم. کشورهای عرب هم که فقط منتظر فرصت هستند که از پشت خنجر را تا دسته در پشت ما فرو کنند و فعلا ما فقط با دادن رشوه در شیعیان و ایجاد نا امنی برای سنی ها روابط را بالانس نگه داشته ایم اما وای به روزی که کفه ترازو به نفع عربها پایین برود. آمریکا هم که اصلا شیطان است و ما کاری با آنها نداریم.
امروز هم که آلمان اعلام کرد روابط بانکی را قطع خواهد کرد. مجله آلمانی اشپیگل گزارش داده که با فشارهای آمریکا، دویچه بانک آلمان بزرگترین بانک این کشور معاملات خود را با ایران قطع کرده است. مجله اشپیگل روزهای دوشنبه منتشر می شود اما بخشی از این گزارش در سایت اینترنتی مجله پیشتر منتشر شده و در آن آمده که از ماهها پیش مذاکراتی بین مدیران این بانک و مقامات آمریکایی انجام شده و این بانک بنابر مصالح خود، معاملات ارزی خود را با ایران قطع کرده است. مقامات دویچه بانک اعلام کرده بودند که از چند روز پیش روابط مالی خود را با مشتریان ایرانی قطع کرده و پیش از این، مشتریان خود را از این اقدام مطلع کرده است. |
||
|
|
|
|
|
قاضی مرتضوی بعد از ۹ ماه دادیاری، در سن ۲۰ سالگی به مقام ریاست دادگاه حقوقی رسیدند! این جمله را ايشان دقايقی پيش در برنامه «کوله پشتی» شبکه ۳ فرمودند. نکته حائز اهميت آن است که ايشان مدعی گرديدند فعاليت خود را با مدرک ليسانس آغاز نموده اند. حال قضاوت فرمایید به فرض آغاز فعالیت به محض اخذ مدرک ليسانس، در ايده آل ترين فرض، ايشان بايد در س ۱۶ سالگی وارد دانشگاه شده باشند، که در سن ۱۹ سالگی با مدرک لیسانس به مقام دادیاری و فورا بعد از ۹ ماه به مقام ریاست دادگاه نائل گردند. فاعتبروا یا اولی الابصار…!!
در سئوالی، حسنی گفت که :«جناب مرتضوی! شما متولد 1346 هستید و ده سال از من بزرگتر! اما چرا اینقدر از من جلوترید؟». مرتضوی پس از لحظاتی مکث، این طور پاسخ داد که «تقوا» دلیل این امر است. نطق تاریخی محسن آرمین نماینده مجلس ششم در افشای قاضی مرتضوی پس از قتل زهرا کاظمی |
||