تبليغاتX
روزی روزگاری ما - سیاسی اجتماعی
دو کلمه حرف حساب از یک دل تنگ درباره اجتماع و سیاست
ناطق‌نوري: من نه. فعاليت اقتصادي ندارم. كارمند مجمع و حقوق بگير آنجا هستم. خانه‌اي دارم كه در چيذر و منطقه فرمانيه است. زماني يكي از روزنامه‌ها زده بود كه فرمان در فرمانيه اين خيلي معروف شد.

يك پسر من در دوبي زندگي مي‌كند و در همانجا هم كه هست خبري نيست و آه در بساط ندارد چرا كه بيش از هر چيز مراعات حيثيت مرا مي‌كند و اينها چوب ما را هم مي‌خورند و هر كاري كه بخواهند بكنند پسر آقاي ناطق‌نوري هستند.

پسر بزرگ من زندگي محدودي دارد و هيچ فعاليت ويژه اقتصادي هم ندارد و به اندازه‌اي در مي‌آورد كه خودش را اداره كند براي اينكه مراعات مرا مي‌كند.

پسر دوم من هم چند سال قبل قرار شد يك كار مشخصي براي اداره زندگي خود دست و پا كند و لذا يك دفتر نمايندگي بيمه گرفت كه بعد به دروغ گفتند كه پسر ناطق يك شركت بزرگ بيمه دارد.
--------------
راستش من که دلم سوخت ماشاالله همه دست اندرکاران ما در زیر خط فقر زندگی می کنند!

+ نوشته شده در  Sat 9 Jun 2007ساعت 4:15  توسط امید  | 
مصاحبه دريادار «كوين كاسگريف»، فرمانده دو ناو جنگي آمريكا در خليج فارس:
وی از اين‌كه نيروهاي سپاه پاسداران، حمله‌هاي بدون دستوري را انجام دهند، ابراز نگراني كرد و گفت: «خيال ما از نيروي دريايي و هوايي ارتش ايران به دليل سيستم فرماندهي منظم، راحت است و مسئله كليدي هم كنترل بر نيروهاست، اما اين احساس را به نيروهاي سپاه پاسداران ندارم».

+ نوشته شده در  Thu 7 Jun 2007ساعت 12:4  توسط امید  | 

در سال 75 ايران از لحاظ سياست خارجي در وضع خوبي نبود و در حال آماده‌باش بود. احتمال حمله نظامي آمريكا به كشور وجود داشت و حتي در برخي بنادر كشور سنگربندي شده بود، اين در حالي بود كه هيچ كشور بزرگي در ايران سفير نداشت و حداكثر ارتباط ما با دنيا توسط مديران وزارت امور خارجه انجام مي‌شد... در دولت اصلاحات هيچ تهديد نظامي مستقيمي متوجه كشور نشد و ايران در سطح بين‌المللي به جايگاه حداكثر خود رسيد و از لحاظ ارتباطات نيز به حداكثر ارتباط در بعد از پيروزي انتخابات دست يافت... [با تحليل اقتصادي از شرايط ديروز، امروز و فرداي كشور و با اشاره به سال‌هاي گذشته] در انتخابات رياست جمهوري دور هفتم، خاتمي بر شعار توسعه سياسي، فرهنگي و اجتماعي تاكيد بيشتري داشت، اما از همان ابتداي رياست جمهوري تلاش براي تدوين يك برنامه جامع و اقتصادي را شروع كردند و با دعوت از اقتصاددانان، طرح ساماندهي اقتصادي كشور نگارش و از اين طرح براي تدوين در برنامه سوم توسعه استفاده شد و خيلي هم موفق‌آميز بود... دولت نهم در سال 85 پردرآمدترين سال تاريخ كشور را داشته اما در همين سال تورم به 5/16 درصد رسيد. دولت نهم حقوق كارگران را بدون كار كارشناسي افزايش داد همين امر باعث شد در طول چند ماه بيش از 300 هزار كارگر در نتيجه ورشكستگي كارخانه‌ها بيكار شوند و درنتيجه يك سردرگمي در كشور حاكم شود... [مهمترين نقطه ضعف دولت و بزرگترين مشكل مردم را مسائل اقتصادي بيان كرد] در حالي كه در دولت اصلاحات با درآمد 17 ميلياردي شاهد رشد 5/6 درصدي اقتصاد در كشور بوديم، ‌اما در دولت مهرورز نهم با درآمد بيش از 65 ميلياردي با رشد اقتصادي پنج درصد مواجه هستيم و با اين نرخ رشد، سالانه بيش از 500 هزار نفر بيكار جديد به بيكاران كشور اضافه مي‌شود كه با وضع موجود در آينده بايد منتظر روزهاي سخت باشيم.

+ نوشته شده در  Tue 5 Jun 2007ساعت 17:7  توسط امید  | 
اظهارات محمود احمدی ‌نژاد رئیس جمهور ایران مبنی بر اینکه "شمارش معکوس برای نابودی اسرائیل آغاز شده است"‌ بار دیگر با واکنش شدید اسرائیل و متحدان غربی اش روبرو شده است.

مسلماً دلائلی از قبیل اینکه رئیس جمهور ایران با زبان دیپلماتیک آشنا نیست، از حساسیتهای جامعه جهانی خبر ندارد یا اینکه هنوز در قالب رهبران اجرایی طراز نخست درنیامده است، نمی ‌تواند علت اظهارات ضداسرائیلی آقای احمدی نژاد باشد چراکه در طول دو سال گذشته، وی با مسائل و حساسیتهای فوق کمابیش آشنا شده است.

آقای احمدی نژاد با شعار احیای "ارزشهای نخست انقلاب" به قدرت رسیده و با تکیه بر همین شعارها، طیفی از نیروهای افراطی درون حکومت را به نفع خود بسیج کرده است.

از این رو، آقای احمدی نژاد نمی ‌تواند نقش رئیس جمهوری عادی را بازی کند که هدفش اداره امور کشور بر مبنای هنجارهای معمول دنیاست، چراکه هودارانش چنین نقشی برای او نمی ‌پذیرند.

این بدان معنا نیست که آقای احمدی نژاد یکسره تابع نیروهای افراطی حامی خود است، چراکه ضرورتهای اداره جامعه پیچیده ‌ای مانند ایران، برخی از کارکردهای عادی هر دولتی را به دولت حاکم تحمیل می ‌کند.

برای نمونه، آقای احمدی نژاد از سويی خود را در اجرای آنچه رؤسای جمهور قبل از وی در برنامه خود داشته ‌اند، موفقتر معرفی می ‌کند و از دیگر سو، جهتگیری سیاسی آنها را نفی می ‌کند.

بدين ترتيب، رفتار آقای احمدی نژاد رفتاری "پاندولی"‌ به نظر می ‌رسد که دائماً بین دو سوی طیف جامعه در حرکت است و توان ایستادن در نقطه‌ ای معین ندارد.

چنین رفتاری خاص آقای احمدی نژاد نیست، اصولاً نظام جمهوری اسلامی بر پایه‌ هایی استوار شده است که رهبران آن عموماً در نوسان بین گرایش جمعی به وضع عادی و گروهی به شیوه‌ های غیرعادی در نوسانند.


+ نوشته شده در  Tue 5 Jun 2007ساعت 14:18  توسط امید  |