تبليغاتX
روزی روزگاری ما - سیاسی اجتماعی
دو کلمه حرف حساب از یک دل تنگ درباره اجتماع و سیاست

حال که سران کشور چیزی جز حقارت رایمان به ارمغان نمی آورند برای اینکه یادمان نرود کجا بوده ایم چند فیلم مستند اینجا قرار می دهم. و فراموش نکینم که اگر کوروش کبیر در تمام دنیا محترم است به این خاطر بوده که هیچ گاه به عقاید مردمی توهین نمی کرد و حال دولتمردان ما شمشیر را برای تمام دنیا از رو بسته اند!

Persepolis
http://youtube.com/watch?v=-vO_A4o7fuk

Parsa the Capital Recreated - Persepolis
http://www.youtube.com/watch?v=5PZZ1VRoVRo&NR

http://www.youtube.com/watch?v=skkX7OO32yc&mode=related&search
http://www.youtube.com/watch?v=WjNBFCvr6qw&mode=related&search

 

+ نوشته شده در  Wed 20 Dec 2006ساعت 15:28  توسط امید  | 

چند روزه که هر چی فکر ميکنم هيچی به ذهنم نميرسه که وبلاگ روزی روزگاری رو به روز کنم، منظورم اين وبلاگ نيست، دارم در مورد روزی روزگاری غير سياسی صحبت ميکنم. الان فکر کنم داره يک هفته ميشه که هيچی ننوشتم و حتی اون چند تا خواننده هم که داشته دارند ناراحت ميشند و اعتراضی ميکنند.
کلی فکر کردم، اما به خدا هيچی به ذهنم نرسيد، آخه اون وبلاگ سياست نيست که آدم هر چرت و پرتی بتونه توش بگه، به خدا خيلی فکر کردم، ديگه کم مونده بود بگم انرژی هسته ای حق  مسلم ماست، اما ديدم نميشه، خواستم چون عقلم به هيچ جا نميرسه و نه شعری نه حرفی مياد به ذهنم اصلا بگم آمريکا بايد از صفحه روزگار حذف شود، خوب هر چی باشه اينجوری همه ميان وبلاگم را می خوانند من هم معروف ميشم، مگه همه چيز به قیافه است؟
حتی امشب دوستم گفت ازآرزوهات بنويس، مثلا بگو امام زمان ليست آدم به من داد و گفت برو با اينا دوست بشو، بد بگو رفتم خريد دور و برم فرشته ها بودند و برام شیر و پنیر می خریدند و من هم نورانی بودم، اما آخه من چه جوری ميتونم اينا رو بگم :(
اما آخرش بازم چون من يک جو وجدان داشتم نتونستم هيچی چرت و پرتی بگم!

http://www.youtube.com/watch?v=AxLOhl0C2JI

+ نوشته شده در  Wed 20 Dec 2006ساعت 1:46  توسط امید  | 

در هفته ی گذشته سمیناری از سوی وزارت خارجه ی ایران که مسئول گزارش ارتباط با دنیاست، سمیناری در مورد هولوکاست برگزار شد. می گویند در آن ماجرا افراد فراوانی از یهودی ها و کولی ها توسط نازی ها در آلمان، در کوره های آتش سوختند. این سمینار فقط به این دلیل برگزار شد که آقای احمدی نژاد در سخنرانی خود در مورد این واقعه ی تاریخی ابراز تردید کرده است. وزیر خارجه در افتتاحیه ی سمینار گفته است ما نه هولوکاست را تأیید می کنیم و نه تکذیب؛ فقط می خواهیم در این مسأله تحقیق شود. اما این سمینار و تحقیق بسیار پرهزینه در مورد مسأله ای بود که نه به تاریخ ایران و نه به اسلام و نه به هیچ یک از نیازهای مردم مربوط نبود. ایران، در شرایط فعلی که در معرض تهدیدهای فراوان خارجی قرار دارد از سوی اتحادیه ی اروپا، آمریکا، روسیه، دبیر کل جدید و قدیم سازمان ملل و حتی واتیکان مورد اعتراض شدید قرار گرفت. این اعتراض بین المللی البته تأثیرات اقتصادی و سیاسی و حیثیتی فراوانی برای مردم ایران دارد. با چه استدلالی ملت ایران هزینه یک بررسی تاریخی در مورد مسأله ای که هیچ ربطی به ایران ندارد را باید بدهد؟

ظلم است که در اذهان جهان، ایرانیان پر تمدن و پر سابقه، همراهان نازی ها و فاشیست ها معرفی شوند.

 

مرجع: سایت وبنوشته ها (محمد علی ابطحی)

+ نوشته شده در  Mon 18 Dec 2006ساعت 11:37  توسط امید  | 
 هنوزدعوای ايرانيان با اعرابِ حاشيه خليج فارس بر سر نام خليج فارس در ميانه راه است که ميبينم آنها جسارت تعرض به فرهنگ ايرانی را تا به حد نام ايران به خود ميدهند. شروع اين ترفند جديد با هديه گزارشگر قطری در کنار افتخار هديه طلای حسين رضازاده زاده به مردمِ ايرانيان داده شد وچيزی نبود جز بيان نام ايران با عنوان "جمهوری عربی ايران". اين در حاليست که گزارشگر انگليسی زبان آنرا درست بيان کرد. فراموش نمی کنيم ميليون ها امضای اينترنتی و بمب گوگلی درست شده توسط گروهی از جوانان مبتکرايرانی بر سر نام "خليج فارس" را که حتی موجب عذرخواهی" National Geographic" از ايران شد. از ديگر نمونه های جدید ضدیت  با فرهنگ ایرانی در منطقه خلیج فارس می توان به تیم راگبی امارت که با عنوان "Arabian Gulf" راهی مسابقه های بين المللي  شده است ، اشاره کرد. در اين ميان نقش آقايان سياستمدارِ ما قابل توجه است، که همچون يک تماشاچی بازی فوتبال هستند که  هرچند در سکوی تماشاگر خودی نشسته اند ولی دلشان بخاطر سنت های تازيگرايی باحريف است و فقط گاه گاهی برای رضایت تماشاگر خودی ، دمی در بوق ميزنند.
 
بشنويد صدای گزارشگر قطری را: (به زودی بر روی سایت قرار خواهد گرفت) 
علی ش
+ نوشته شده در  Sun 17 Dec 2006ساعت 2:12  توسط امید  | 
گروهی از دانشجويان دانشگاه صنعتی اميرکبير  با ارسال نامه سرگشاده ای برای محمود احمدی نژاد، از حرکتی اعتراضی که سه روز پيش طی سخنرانی آقای احمدی نژاد در اين دانشگاه رخ داد پشتيبانی کرده اند.
دانشجويان در نامه خود نوشته اند: "لازم است بدانيد که هر کس جايگاهی دارد و برای حفظ آن بايد در حد جايگاه خود رفتار کند، خاتمی با بيست ميليون رأی برای حفظ شأن خود در پلی ­تکنيک پرسشگر حاضر نشد، چه برسد به شما با حدود پنج ميليون رأی!
در ادامه نامه آمده است: "بايد درک می­ کرديد که آمدن به پلی­تکنيک با سفرهای استانی فرق دارد، بايد می ­فهميديد حتی با فشار و حمايت دانشجويان امام صادق و امام حسين هم نمی­ توانيد راحت از اين لانه زنبور خارج شويد، اگر مشاوران شما کمی درايت داشتند و اگر فکر نمی­ کردند با حاکم کردن فضای امنيتی و تهديد و تعليق می­ توانند دانشگاه را ساکت کنند، اين رسوايی پيش نيامده بود".
دانشجويان در نامه خود نوشته اند که حتی پاسخهايی که رئيس جمهور به پرسشهای موافقان خود و نمايندگان تشکلهای فرهنگی و هنری داد، موضوعات مضحکی بوده که به درد سفرهای استانی وی به روستاهای دورافتاده می ­خورد.
در اين نامه برخی از اين پاسخها مورد نقد قرار گرفته و از آنها با عباراتی همچون "بی منطق" و "هزل گونه" ياد شده و خطاب به رئيس جمهور گفته شده: "فقط يک خفاش حرفه­ای می ­تواند در روز روشن خورشيد را انکارکند ... برای پيرزنهای روستاهای دورافتاده که صحبت نمی­ کنيد ... چگونه شعور دانشجو را آن­ قدر پايين تصور کرده­ ايد؟"
 
http://www.autnews.org
 

http://www.youtube.com/watch?v=tQ8pkIRwws8&NR

+ نوشته شده در  Thu 14 Dec 2006ساعت 12:19  توسط امید  | 
گاهی پيش خودم فکر ميکنم کاش چارلز ديکنز مرحوم زنده بود و به جايی شخصيت پيپ از محمود توی آرزوهای بزرگ استفاده ميکرد. مردی کوچک با آرزوهايی بزرگ، آرزوهای که برای ديگران قابل درک نيست مگر، خود او. آرزوی تغيير در واقعيتی تاريخی چون هولوکاست، که با بيانِ آن همه دنيا به او خفه شو گفتند يا رسيدن به حق مسلمش،انرژی هسته ای، که اين بار هم حتی دوستان اروپاييش به ا و" نه" گفتند. آرزويی چون پاک شدن اسراييل از روی نقشه و هزاران آرزويی ديگر از مردی کوچک.
وقتی محمود را می بينم و يا به حرفهای او گوش ميدهم درست ياد کودکی خودم ميافتم که چه   آرزوهايی داشتم. اينجاست که دلم ميخواهد به همه دنيا بگم بابا اين محمود رو درک کنيد، مگر خود تون يک زمانی بچه نبوديد؟
علی ش
 
اين هم لينکش
+ نوشته شده در  Wed 13 Dec 2006ساعت 10:33  توسط امید  | 
تا بحال شده که خبری را بخوانید و بخواهید سرتان را به دیوار بزنید؟

ایران! کشوری ثروتمند٬ جوانان بی کار٬ فساد اجتماعی٬ کارخانه های روبه ورشکستگی٬ سطح پایین امکانات رفاهی عمومی! کشوری ثروتمند٬ کارگرانی که ماه هاست حقوق نگرفته اند٬ درآمد بالای نفت٬ پیش تاز انرژی هسته ای با ثروتی که با بالا رفتن قیمت نفت به کشور سرازیر شده.

سوال: چند درصد از این ثروت خدادادی صرف ایجاد کار برای جوانان می شود؟
سوال: عربها تا به حال چند بار به ما عجم ها لطف داشته اند؟ غیر از این بوده که در تمام مجامع بین المللی بر علیه ما رای می دهند؟ غیر از این بوده که حتی در جنگ با اسراییل هیچ کدام قدم پیش نگذاشتند؟ 

این خبر را بخوانید:
اسماعیل هنیه، نخست وزیر فلسطین گفته است که ایران 250 میلیون دلار کمک مالی به فلسطینیان می کند.

قرار است نیمی از این مبلغ به طور مستقیم در اختیار دولت تحت رهبری حماس قرار گیرد که از آن برای کاهش بحران اقتصادی ایجاد شده در مناطق فلسطینی پس از تحریم های وضع شده توسط غرب استفاده می شود.

اسماعیل هنیه افزوده است که ایران همچنین قبول کرده که حقوق یکصد هزار کارمند دولتی و ماهیگیرانی را که به دلایل امنیتی بیکار شده اند، برای شش ماه بپردازد.

به یاد دارم کارگران کارخانه های ریسندگی که حقوق خود را دریافت نکرده بودند در وقابل مجلس بجای حقوق کتک خوردند!

+ نوشته شده در  Tue 12 Dec 2006ساعت 11:27  توسط امید  | 
خبر خوش اینکه بالاخره تابوی محمود شکسته شد و دانشجویان فریاد زدند!
 
سخنرانی محمود احمدی نژاد، در دانشگاه صنعتی اميرکبير (پلی تکنيک) برای مدتی با اعتراض برخی دانشجويان که عکس های وی را آتش زده و شعار 'مرگ بر ديکتاتور' سر داده بودند، به تشنج کشيده شد.
 
اعتراض دانشجويان پس از اينکه محمود احمدی نژاد از پاسخ دادن به سوالاتی درباره حقوق بشر، آزادی بيان و حق تحصيل و اخراج برخی دانشجويان خودداری کرد، آغاز شد. (چون ایشان بیشتر در زمینه احداث نانوایی در دهات و وعده های دروغین تخصص دارند!)
 

در حين سخنرانی دستکم دوبار صدای انفجار ترقه باعث اختلال در جلسه شد که احمدی نژاد گفت: "توپ، تانک، مسلسل، ديگر اثر ندارد."

بنابر گزارش خبرگزاری روزی روزگاری حاضرین بهت زده محمود را نگاه می کردند که در میان تعجب همه بالا و پایین می پرید و می گفت

در حين سخنرانی رئيس جمهور ايران دستکم دوبار صدای انفجار ترقه باعث اختلال در جلسه شد که آقای احمدی نژاد يکبار گفت "كسانی كه می ‌خواهند با فشار، ما دست از آرمان‌ های خود برداريم بدانند كه اين چيزها اثری نخواهد گذاشت" و بار ديگر افزود: "توپ، تانک، مسلسل، ديگر اثر ندارد." این شیرینکاری موجب خنده اجتماع کنندگان و پایان دادن به خشونت شد.

+ نوشته شده در  Mon 11 Dec 2006ساعت 16:57  توسط امید  | 
با سلام٬
با نوشتن این مطلب اصلا قصد تمسخر کسی را ندارم. اگر خودتان پس از خواندن آن خندیدید مقصر خودتان هستید٬ این مصلب از سایت بازتاب و به گزارش خبرگزاری پارس است و من هم ب خط آبی توضیحاتی اضافه کرده ام.

رئيس‌جمهور در جمع مردم تنكابن وعده داد با اقدامي انقلابي مشكل كمربندي تنكابن را حل مي‌كنيم. (البته محمود به هر شهری می رود کلی قول و وعده می دهد که هیچ کدام انجام نمی شود٬ حدود ۴۵ روز پیش نمایندگان مجلس از ایشان خواستند در بازدیدهایشان قول الکی ندهند چون مردم بعد از چند وقت دست از سر نماینده گان بر نمی دارند)
به گزارش فارس، محمود احمدي‌نژاد رئيس‌جمهور در جمع مردم تنكابن حاضر شد و سال پيامبر را به معناي سال سازندگي، پيشرفت، مهرورزي و عزت دانست و با بيان اين كه در عالم قدرتي جز خدا نيست گفت:ملت ايران پرچمدار عبوديت خدا،صبر و عدالت است. (استدلال پیجیده می باشد و من درک نکردم)
رئيس‌جمهور در پاسخ به سؤال‌هاي مكرر براي استان شدن غرب مازندران گفت:يكي از مشكلات مازندران طولاني بودن اين استان است و دولت علاقه‌مند است كه به مشكل اين منطقه رسيدگي كند كه اگر قول دهيد كه بعد از سه تا چهارسال جمعيت را به حد نصاب برسانيد ما هم قول مي‌دهيم اين مشكل برطرف شود.(فکرش را بکنید که رییس جمهور از مردم قول ازدیاد جمعیت بگیرد٬ اینجا اصلا امکانات بهداشتی٬ رفاهی و تحصیلی مطرح نمی باشد٬ فقط جمعیت زیاد کنید)

برای همه مبارزان راه آزادی
برای همه مبارزان راه آزادی 2

+ نوشته شده در  Fri 8 Dec 2006ساعت 0:37  توسط امید  | 
یکی خوانندگان این وبلاگ٬ لطف کرده بودند و گفته بودند که حیف است که ما به محمود و هر کس دیگر که ایران را نابود می کند گیر میدهیم و خودمان را به دردسر می اندازیم!

یک کم فکر کردم ببینم اصلا من حق اظهار نظر دارم یا خیر! بعد فکر کردم ببینم آخر این درد کجاست که من باید چپ و راست گیر بدهم به محمود و اکبر و مرتضوی و یزدی و محمدرضا شاه که همه سروته یک کرباسند! ( گفتم کرباس یاد کرباسچی افتادم که ایشالا دردو بلاش بخورد توی سر محمود!)
خلاصه بعد از کلی فکر دیدم که تمام این حرفها مربوط به دل تنگی هست٬ خوب دلم وطن می خواد!

آیا میدانید فلسطین کجاست؟ اصلا دیگر روی نقشه نیست! چرا؟ چون اسراییل قاصب این کشور را گرفت. اسمش را عوض کرد٬ قانونش را عوض کرد همه چیزش را عوض کرد و صاحب شد!
اما! اما باز هم گلی به گوشه جمال اسراییلی ها٬ یک گوشه از این خاک رو دادن به فلسطینی ها٬ گفتند بروید هر طور که میخواهید زندگی کنید ولی در کار ما دخالت نکید!

کاشکی من فلسطینی بودم!

اما ایران چه شد؟ آمدند! گرفتند! نابود کردند و منت گذاشتند! به تاراج بردند و افتخار کردند! و ما آواره شدیم. حال چگونه نگویم خدایش لعنت کند؟

روزی خبرنگاری از هاشمی رفسنجانی پرسید آیا صحت دارد که شما در بانک های سویس حساب دارید؟ پاسخ گفت:" بله٬ این سرمایه برای روزی است که به هر دلیلی مجبور شویم از انقلاب دفاع کنیم" اما خبر نگار نپرسید این سرمایه از کجا آمده!

آیا به راستی در رژیم (دولت معنی ندارد) کسی برای ایران دل می سوزاند؟ یا فقط منافع شخصی نقش تعیین کننده در سیاست های کلان مملکت دارد؟ چه بگوییم؟ ساکت باشیم؟

مرتضوی روزنامه می بندد٬ زهرا کاظمی را می کشد٬ دانشجو را حبس می کند و همه کار می کند که خفه شویم. باز هیچ نگوییم؟

محمود ماشین از کار افتاده دموکراسی را که با خون دانشجو های ۱۸ تیر به سختی راه افتاده بود را ۱۰ سال به عقب می برد٬ و با علم کردن انرژی هسته ای کشور را از تمام تکنولوژی های روز در زمینه هوافضا٬ مخابرات٬ کشتی سازی و حتی هسته ای محروم می کند. حال او چه دعایی را سزاوار است؟ آیا می توانم هیچ نگوییم؟

 

+ نوشته شده در  Wed 6 Dec 2006ساعت 13:53  توسط امید  | 
شنیدید که میگن آدمها عوض نمیشوند؟  مثلا حمید آب میوه مخصوصش رو هیچ وقت نمی خوره! شهرام لطیف نمیشه اون یکی دوستمون ایمیل هاش ۲ خطی نمیشه یا دوست دیگه بیخیال تلفن نمیشه! خوب منم از عشق محمود فارغ نمیشم!
در سایت CMM (من N رو همM میبینم) خواندم که پس از آنکه محمود مردم آمریکا را به رستگاری دعوت کرده McDonald رفته مشهد توبه کرده!


و این نتیجه خفقان داخلی و تحریم خارجی
یکی جلوی این ایرانی هارو بگیره!

 

+ نوشته شده در  Wed 6 Dec 2006ساعت 10:11  توسط امید  | 

متن ارسالی آقای علی شرفا

چقدر جالبه از نظر آقایون ارزش ایرانی های تبعیدی و رانده شده نسبت به ۷۰ میلیون هموطنی که داخل کشور زندگی می کنند متفاوت هست. این را می شود از موضع گیریهای سخنگوی دولت فهمید که بلافاصله به روی اینترنت آمدن کلیپ مربوط به استفاده از تفنگ برقی بر روی دانشجوی ایرانی تبار UCLA مصطفی طباطبایی نژاد دید که آنرا به عنوان بهانه ای کردند برای حمله به سیاست مداران آمریکایی در رسانه های عمومی. همزمان با این جریان توحید غفورزاده داشجوی دانشگاه سبزوار به دست یک بسیجی کشته می شود و رییس دانشگاه عمل دانشجوی بسیجی را انجام وظیفه شرعی اعلام می نماید. و این در حالیست که خبر این حادثه در هیچ رسانه ای چاپ نشد.

البته همه می دانند که این دودوزه بازی آقایان تازگی ندارد. اگر به خاطر داشته باشید در جریان اعتراض های دولت کانادا در قتل زهرا کاظمی دولت ایران این مرگ را بی ارزش جلوه داد و مرگ جوان ایرانی تبار در ونکور را دستاویز کرد

http://www.autnews.org/archives/1385,08,0001666

+ نوشته شده در  Mon 4 Dec 2006ساعت 15:7  توسط امید  | 
حضرت محمود (ض) سرانجام به دعوت مردم آمریکا لبیک گفت و برایشان آیه نازل کرد.

پانزده روز پس از آنکه محمود(ض)  اعلام کرد که بزودی پيامی خطاب به ملت آمريکا خواهد فرستاد، متن نامه او خطاب به مردم ايالات متحده منتشر شده است.

محمود(ض) پيشتر گفته بود که به درخواست مردم آمريکا، پيامی برای آنان خواهد فرستاد اما نگفته بود که چه تعداد از مردم آمريکا و چگونه و چه زمانی از وی خواهان ارسال پيام شده اند.

محمود بارها در نامه اش تأکيد کرده که دولت آمريکا می تواند سياست خود را تغيير دهد و مبنای آن را ارزشهای الهی و معنوی قرار دهد.

رئيس جمهور ايران در پايان نامه خود آيات 67 و 68 از سوره قصص در قرآن را نقل کرده است، با اين مضمون که کسانی که توبه کنند رستگار می شوند.

او همان گونه که در نامه اش به ملت آمريکا نيز اشاره کرده، پيشتر نامه ای به جورج بوش رئيس جمهور آمريکا نوشته بود.که اين نامه تاکنون بی پاسخ مانده است.

+ نوشته شده در  Wed 29 Nov 2006ساعت 13:59  توسط امید  | 
از آنجایی که ما ایرانی ها خیلی نژاد پرست هستیم اگر آبگوشت را با ایتالیایی بخوریم خیلی بیشتر به دل ما می چسبد تا استیک را با هندی!

حالا فکر کنید یک افعانی به شما بگوید "خفه شو به تو مربوط نیست٬ تو یکی دیگه دخالت نکن"
فکر می کنم بدونید چه حالی میده! البته محمود اصلا به روی خودش نمیاره. مثل نامه هایی که مینویسد و هیچ کس تا حالا ۲ خط هم جواب نداده اما ایشون ستاره دنباله داره و بی خیال نمیشوند!

این خبر را بخوانید:

احمدی نژاد: امروز ما می توانيم با ياری يکديگر بساط اجنبی را از منطقه خود برچنيم!

مقامات افغانستان در واکنش به اظهارات رییس جمهورایران گفته اند نیروهای خارجی مستقر در کشور شان اشغالگر نیستند بلکه برای تامین امنیت وثبات به افغانستان آمده اند و تا زمانی که نیازبه حضور انها باشد در این کشور باقی خواهند ماند

به قول بچه ها یه چیزی تو مایه های خفه شو!

+ نوشته شده در  Mon 27 Nov 2006ساعت 14:0  توسط امید  | 

چند روز پیش در منزل یکی از دوستان جلوی تلویزیون نشسته بودیم. هی این کانال ها را بالا پایین میکردیم که عقلا ۲ تا موزیک ویدیو قشنگ نگاه کنیم. اما ماشاالله همه کانال ها مثل مسجد جمکران در حال خواندن دعای ظهور حضرت عمو سام بودند. بغیر از دکتر مظاهری که در مورد سایز بینی صحبت می کرد و به دیگر جراهان پلاستیک بدوبیراه می گفت همه شبکه ها یک کنایه به رقیب شبکه ای میزدند و دعای جوشن ظهور عمو سام ختم می کردند یا وعده میداند که سال آینده در تهران دولت تشکیل خواهند داد.
به خودم گفتم خدا رو شکر که ما با این همه گروههای مخالف رژیم که داریم از آنجایی که اینها همدیگر را قبول ندارند نمی توانند متحد شوند. تصور کنید اگر خدایی نکرده این گروه مجاهدین با سلطنت طلبها و حزب کمونیست و ..... متحد می شدند و رژیم تغییر می  کرد٬ فکر می کنید چی اتفاقی می افتاد؟ دوباره انقلاب٬ کشتن مردم٬ زندان٬ خفقان٬ اداره مملکت توسط مدیران بی تجربه٬ فرار مغزها (اگر چیزی مانده باشد)٬ فرار سرمایه ها و ...... یعنی ۲۵ سال بازگست به عقب!

اما را حل دوم ختم دعای حضور عمو سام هرشب قبل از غذا است. در این مورد داستان را کوتاه می کنم و شمارا به دیدن این چند عکس دعوت می کنم.

مراحل صدور دموکراسی به عراق

+ نوشته شده در  Sat 25 Nov 2006ساعت 12:56  توسط امید  | 

اين کميته يک روز پيشتر با تصويب قطعنامه ای، نسبت به آنچه تداوم ارعاب، سرکوب و تعقيب مدافعان حقوق بشر، مخالفان سياسی، اقليتهای قومی و مذهبی و ديگر گروهها در ايران خوانده است ابراز نگرانی و اعلام کرده بود که بر اساس معيارهای بين المللی رئيس جمهور ايران در برقراری عدالت موافق نبوده است.

همچنین ايران پيش نويس قطعنامه ای را عليه کانادا به اين کميته پيشنهاد داد که در آن دولت کانادا به نقض حقوق ساکنان اوليه اين سرزمين، يعنی سرخپوستان و اسکيموها و همچنين مهاجران متهم شده بود. نمايندگان 107 کشور به اين قطعنامه رأی منفی و تنها نمايندگان ايران، روسيه سفيد (بلاروس)، کره شمالی، کوبا، سوريه و برمه به آن رأی مثبت دادند.

خدا وکیلی فکر کنید دولت ایران مدعی بشه که دولت کانادا حقوق بشر را رعایت نمی کند!!!!!!!!!!!!!!!

+ نوشته شده در  Fri 24 Nov 2006ساعت 15:20  توسط امید  | 

 در آبان ماه سال 59 و در سالگرد شهادت فرزند امام، به نقل برخي از خاطرات خويش از آن برهه پرداخت!

شهيد حاج آقامصطفي(ره)، با همه برخوردي بسيار جذاب داشتند. با اعتماد به ‌نفسي كه ناشي از توكل بي چون و چراي ايشان به خداوند بود، هرگز در هنگام شنيدن خبرهاي ناگوار بيرون، نشانه‌اي از نگراني در ايشان نديدم. با هر زنداني، صرف نظر از اعتقادي كه داشت، برخوردي بسيار صميمانه داشتند. بيشتر اوقاتشان را به خواندن قرآن كه دست‌كم در آن موقع، آسان در اختيارمان مي‌گذاشتند، مي‌گذراندند. يادم هست ايشان پاكت‌هاي ميوه را جمع مي‌‌كرد و از مدادي كه كه من به زحمت به دست آورده بودم،‌ استفاده مي‌‌كرد و روي كاغذهاي پاكتي كه آنها را از وسط مي‌بريدند، يادداشت‌هايي مي‌نوشتند. من پيرامون اين يادداشت‌ها، پرسش‌هايي را مطرح و پاسخ‌هايي را دريافت مي‌كردم كه روشن‌بيني ايشان را بيش از پيش نشان مي‌داد و اثبات مي‌كرد كه ايشان، اسلام را دين زمان مي‌دانند و اعتقاد دارند كه بايد متناسب با زمان، آموزه‌هاي لازم را به افراد داد.

ارتباط دیگر فروهر و خانواده خمینی را می توان در داشتن قاتل مشترک با سید احمد دید!

+ نوشته شده در  Thu 23 Nov 2006ساعت 16:10  توسط امید  | 
به گزارش خبرنگار روزی روزگاری چند روز است که اوضاع سیاسی مملکت در عرصه جهانی خیلی خوب شده و ما این را مدیون رییس جمهور منتخب هستیم. اگر ایشون بتوانند جلوی دهانشان را بگیرند و حرف نزنند خیلی خوب همه چیز کم کم درست خواهد شد.

امروز به یاد یکی از خاطراتی که محمد ابطحی در سایت وبنوشتها گذاشته بودند افتادم. خاطره از ای قرار بود که در یکی از سفرها در اردن سوار تاکسی می شوند و راننده وقتی متوجه میشود که ایشون ایرانی هستند خیلی ابراز علاقه کرده و همچنین به آقای ابطحی می گوید که به احمدی نژاد افتخار می کند و ایشان رابه دلیل رک گویی در مورد اسراییل و آمریکا دوست دارند!!!!
آقای ابطحی از ایشون می پرسند که اگر این مواضع خوب و قابل قبول هست چرا دولت مردان اردن چنین مواضعی اتخاظ نمی کنند و این جواب راننده تاکسی بود:
"اقتصاد کشور ما در حال پیشرفت است و نیاز به ارتباط با کشورهای دیگر داریم"

نتیجه: شعور سیاسی به سمت و تحصیلات نیست!

+ نوشته شده در  Wed 22 Nov 2006ساعت 21:54  توسط امید  | 
خبر: شهرفرداپایگاه خبر رسانی ائتلاف اصلاح طلبان آغاز به کار کرد.  قرار است این سایت اخبار واطلاعات ستاد ائتلاف اطلاح طلبان را پوشش دهد. علاقه مندان به مشاهده این سایت می توانند به این آدرس http://shahrefarda.com مراجعه کنند.

بررسی: ستاد ائتلاف اطلاح طلبان تشکیل گردید و به عقیده من این یک محک جدی برای سنجیدن کار گروهی در میان طیف های مختلف اصلاح طلب می باشد!
گروههای اصلاح طلب با تشکیل این ستاد مصمم هستند که یک صدا به جنگ گروههای تندرو٬ طرفدار احمدی نژاد و ولایتی ها بروند. اما تا اینجای مبارزه با توجه به ردصلاحیت شده تعداد کثیری از اصلاح طلب ها کفه ترازو به نفع تندرو ها سنگینی می کند.
من به شخصه بیش از نتیجه این انتخابات غیر منصفانه٬ مسئله همکاری اصلاح طلبان برایم جالب است. تا کنون بت این طیف خاتمی٬ موجب حل اختلافات بوده است. اما اکنون ستاد ائتلاف اطلاح طلبان همگاری بدون خاتمی را تجربه می کنند.

+ نوشته شده در  Wed 22 Nov 2006ساعت 1:14  توسط امید  |