|
|
|
|
|
داشتم مصاحبه یکی از دستگیر شده ها را می خواندم٬ رسید به جایی که گفت: "در همان میدان انقلاب یک کوچهی خیلی باریک هست، انتهای کوچه پلیس پیشگیری است. یک جای خیلی بزرگی است. از همان ابتدای کوچهی باریک یک زنجیرهای تشکیل شده بود تا خود سالن پلیس پیشگیری، دو طرف تونل درست کرده بودند که هر کسی را میگرفتند و از این تونل رد میشد نفر اول با باتوم میزد تا آخرین نفری که آنجا ایستاده بود. بیشتر پسرها را میزدند. دخترها را کمتر میزدند. یعنی طوری بود که پسرها از سر و صورتشان خونابه میریخت. تمام تنشان خونی بود. صورتهاشان هم خون بود. اصلا قابل شناسایی نبودند که مثلا من نگاه بکنم ببینم برادرم توی اینها هست یا نیست." سال اول دبیرستان که بودیم خیلی از بچه های سال ۴ و سالهای قبل در جبهه ها شرکت داشتند و همه می گفتند دبیرستان اما صادق بیشتری شهید را داده و ما هم افتخار می کردیم. هر وقت هم کسی از جبهه بر میگشت در نمازخانه دورش جمع می شدیم که خاطره ها را بشنویم و جنگ را حس کنیم٬ اما به قول بچه ها به ما سیب زمینی هم نمی دادند پوست بکنیم! فکر کنم سال چهارم بودیم که اسرا آزاد شدند٬ یکی از دبیرهای ما هم که اسیر شده بود آزاد شد. متاسفانه یک پای خود را هم از دست داده بود٬ اما نه در صحنه جنگ که در زمان اسارت!! |
||
|
|
|
|
|
در پی اعتراضاتی که به نحوه انتخابات دورۀ دهم ریاست جمهوری امروز ۲۷ جولای ۲۰۰۹ ایرانیان مقیم کانادا به همراه تعدادی از شهروندان غیر ایرانی و طرفدار آزادی اقدام به تشکیل زنجیره انسانی از تقاطع خیابان یانگ و شپرد تا یانگ و الگین میلز نمودند. با توجه به گرمای هوا تعداد زیادی از مردم با برافراشتن پرچم ایران و پلاکاردهای با مظمون آزادی در ایران٬ پس گرفتن آرا و حتی انتقام خون ندا صدای خود را به گوش مردم جهان رساندند.
این زنجیره انسانی با حمایت پلیس تورنتو برای ایجان نظم انجام شد و مامورین کانادایی بر خلاف مامورین هموطن به مردم حمله نکردند و کسی کتک نخورد.
|
||
|
|
|
|
|
سلام سید جان
چند وقتی هست که با هم حال و احوال هم نکردیم. به حدی دلم گرفته که گفتم خودم حالم را برات بگم. یک هفته ای میشه که بغض گلویم را گرفته٬ میدونم ویدیو هایی که من اینجا می بینم را شما در ایران نمی بینید٬ البته همان همان بهتر٬ چون دیدنش جگر جلاد را هم آتش می زند چه برسد به من و شما! شاید پانزده هزار کیلومتر فاصله زیادی باشد٬ اما من در این شهر که شاید آخر دنیاست کسی را سراغ ندارم که با دیدن فیلم کشته شدن جوانان اشک نریزد. ولی به خاطر داشته باشیم: |
||
|
|
|
|
|
سلام برادر باتوم زن،
میدانم که گرفتاری و الان باید بروی باتومی که از خون سر من «نجس» شده را آب بکشی قبل از نمازت. عیبی ندارد. راستی یادت میآید «علی محمدی» را که در جبهه ترکش خورد و آنقدر خون از بدنش رفت تا شهید شد؟ با همان لباس خونین دفنش کردند که غسل شهید خونش است و لباسش کفن او. برو باتومت را آب بکش که از خون دختر و پسر علی محمدیها نجس شده. آخ روزگار. اگر علی محمدی میدانست که روزی روزگاری توی همسنگرش باتومت را با خون فرزندان علی محمدیها رنگین میکنی آیا حاضر بود…؟ اصلا ولش کن. خودت خوبی؟ اصل حالت چطور است قهرمان وطن؟ عرقت را پاک کن و وضو بگیر. باید به نماز بایستی. به یاد خدا. به سوی کعبه. تو مسلمانی. من هم به یاد همان خدا و به سوی همان کعبه نماز میخوانم. مثل تو. من هم مسلمانم. البته من نمیتوانم وضو بگیرم. سرم را ضربه باتوم تو شکسته و دستانم که روی سرم گرفتهبودم آش و لاش شده در گج است. ظاهرا باید تیمم کنم برادر. خیر ببینی و دمت گرم بیا زیر بال این برادر مسلمانت را بگیر ببر دم باغچه تیمم کند تا از ثواب نماز او بهرهای به تو برسد که هر دو مسلمانیم. دعای خیرت میکنمها. ادامه مطلب در: http://ourperspective.wordpress.com/2009/06/25/nameh-2/ |
||
|
|
|
|
|
پرونده فرقه مجاهدین خلق نزد مردم ایران سیاه تر از آن است که نیازی به کمک شما داشته باشد. شما اگر بلدید کسی را نجات بدهید یا راه حلی پیدا کنید، برای رهبر خودتان یک جایی پیدا کنید که بتواند به زندگی اش ادامه دهد. مردم ایران فراموش نکرده اند که شما و گروه تان سه سال با سوء استفاده از عواطف نوجوانان ایرانی آنها را به ترور واداشتید و در مقابل گلوله تنها گذاشتید. مردم ایران فراموش نکردند که شما و مسعود رجوی در خرداد 60 با یک اشتباه محاسباتی هزاران جوان را به کشتن دادید و در سخت ترین روزهای زندگی این ملت و در روزهایی که مردم توسط حکومت عراق کشته می شدند، در کنار دشمنان ملت قرار گرفتید و هزاران ایرانی کرد و فارس را در جنگ کشتید مردم ایران شما را قاتل جوانان ایرانی می دانند، شما بسیاری از جوانان بیگناه را اشتباها ترور کردید و افرادی را صرفا به دلیل اینکه شبیه شما فکر نمی کردند یا شبیه افرادی دیگر بودند کشتید. شما اعضای تسویه شده تان را در شرایطی که می دانستید که احتمال مرگ آنان بالای نود درصد است به جنگ در مقابل مردم ایران فرستادید و صدها نفر قربانی تسویه حساب های درون گروهی شما شدند، فقط بخاطر اینکه خداوندی و ولایت و هاله قدسی مسعود رجوی را انکار کرده بودند
خانم رجوی! خانم رجوی! ابراهیم نبوی |
||
|
|
|
|
نکات کلی و مهم1- خونسردی خود را حفظ کنید، مهمترین چیز حفظ خونسری است. 2- به مجروح آب و مایعات ندهید. آشامیدن مایعات باعث افزایش خونریزی می شود. 3- به هیچ وجه سعی در خارج کردن گلوله نکنید 4- دستکاری محل زخم خونریزی را شدید و باعث عفونت می شود. تا فراهم شدن یک پارجه یا باند برای بستن زخم با فشار مستقیم روی محل ضایعه می توانید از خونریزی جلوگیری کنید. 5- با یک باند یا پارچه تمیز روی زخم را ببندید (خیلی سفت نبندید که جلوی رسیدن خون به انتهای اندام را گرفته و انتهای اندام کبود شود). اگر خونریزی با بانداژ اولیه بند نیامد، روی همان بانداژ اقدام به بستن یک بانداژ دیگر کنید. 5- تا جای ممکن از تماس خاک با محل زخم پرهیز کنید. 6- مصدوم را در محلی گرم و دور از نور مستقیم خورشید نگه دارید. 7- در صورت سرگیجه و یا گیجی شخص مصدوم، سر مصدوم را پایین تر از بدن قرار دهید تا به مغز خون کافی برسد. تیر خوردن به قفسه سینه
|
||
|
|
|
|
|
|
||
|
|
|
|
|
نمی دانم چه بگویم؟ قلبم در حال انفجار است٬ ای کاش این فیلم را فردا در صبحگاه نیروی انتظامی پخش می کردند٬ ای کاش برادران بسیجی می دیدند!
از نیمه شب گذشته و چندین بار چشمانم را بستم که بخوابم٬ اما ندا نگاهم می کرد٬ بغض گلویم را می فشارد٬ شروع به نوشتن کردم٬ اشک مجال نوشتن نمی دهد. آخر به کدامین گناه؟ کجای دنیای متمدن گلوله جواب فریاد دختریست که فقط سوال می کند "رای من کجاست؟" ندا جان٬ می دانم که روحت از بالای ابرها دارد به شهر کثیف و نامرد ما نگاه می کند و لبخند می زند٬ اما بدان که نگاهت جاودانه شد. آی مردم٬ فکر کنید که چرا اینگونه شد٬ ندا لحظاتی بعد از اینکه گلوله بر تن معصومش می نشیند هنوز نمی داند چه می گذرد به اطراف می نگرد٬ در این لحظه می بیند که کسی در حال فیلم گرفتن از اوست و آنگاه است که با دوربین حرف می زند٬ نگاهی که شاید در سه ثانیه یک کتاب نوشت و پس از آن روح ندا پرواز کرد. آه٬ بنازم به مرامتان٬ بنازم به مردانگیتان٬ بنازم به اقتدرتان برادران انتظامی و بسیج. در شهری که کسی جرات ندارد ماشینش را بدون دزگیر ده دقیقه رها کند شما اقتدارتان را به رخ جوانان بی گناه می کشید؟ ندا جان راهت ادامه خواهد داشت و به مدد خدا٬ این دروغگوی بزرگ که برای رسیدن به قدرت دستش به خون تو آغشته شده را به زیر خواهیم کشید. همه با هم نام ندا صالحی را در قلبهامان که دقیق ترین تاریخ نگار است ثبت کنیم
همه جا کفر و دروغ همه جا ظلم و ستم |
||
|
|
|
|
|
در چند روز اخیر اختلاف نظر در همایشهای ایرانیان در شهر تورنتو بوجود آمده که عده ای پرچم شیر خورشید را نشان سلطنت طلبی می دانند. با بررسی تاریخچه پرچم شیر و خورشید به وضوح دیده می شود که این پرچم به قبل از سلطنت پهلوی برمی گردد.
پرچم شیر خورشید از زمان اسماعیلی http://en.wikipedia.org/wiki/Flag_of_Iran اولین پرچم شیر خورشید زمان فتحعلی شاه http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%BE%D8%B1%DA%86%D9%85_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86 |
||
|
|
|
|
|
ای رییس دولت٬ ای فرمانده نیروی انتظامی٬ ای وزیر کشور و ای همه زورگویان دیگر٬ ما جوانان و آزادی خواهان ایران فقط خواستار رسیدن به حق خود هستیم. ما فرزندان ایران بدون خشونت گفتیم که رای مارا پس دهید٬ شما به ما حمله کردید و با باطوم بر سر ما زدید. فردای شبی که از درد باطوم خوابیدیم فریاد زدیم که دیکتاتور نمی خواهیم و محمود باید برود. در این روز بود که خواهر و برادرانمان را کشتید. ما خیلی سعی می کنیم که از خطوط قرمز عبور نکنیم اما شما مارا با آن سو می فرستید. آقایان زورگو ما انقلاب نمی خواهیم ما تغییر می خواهیم٬ ما اصلاح می خواهیم٬ ما "استقلال"٬ "آزادی" و "جمهوری" و یا حتی "جمهوری اسلامی" می خواهیم. ما به قول شما "نسل انقلاب" نتیجه انقلاب را دیدیم٬ دیدم که انقلاب چه هزینه ای دارد. انقلاب در یک کشور به مانند این است که در خانه خود به جای تعمیر چراغ سوخته٬ خانه را خرای کرده و از اول بسازیم! پس ما انقلاب نیم کنیم مگر اینکه خونهای ریخته سیلی شود که دیگر کسی جلوی آن را نگیرد. ای زورگویان٬ فراموش کرده اید که ما فرزندان ایرانیم؟ ۳۰۰۰ سال پیش که دنیا بر روی دوش برده ها اداره می شد ما آزاد بودیم٬ ما فرزندان کورش زیر بار زور نمی رویم٬ ما ۴ سال نفس خود را حبس کردیم برای آزادی٬ نه تقلب! امروز لحظه جان دادن آن دختر را دیدم که به جرم فریاد زدن شهید شد! ای محمود٬ ای سردار دروغ دست از قدرت بکش که این عشق به تاج و تخت تو هزینه ای بالا تر از از دست دادن خاک ایران که خون جوانان ایران دارد. ------------- در جواب دوستانی که در بالاترین گفته اند که نه ما انقلاب می خواهیم باید بگویم که هزینه ای که هر انقلاب به کشور تحمیل می کنه برای سالها قابل جبران نیست٬ تصوری کنید که فردا انقلاب شود٬ تمام وزارتخانه ها تعطیل می شود٬ تمام ادارات نعطیل می شود٬ باز هم نا امنی همه جا را فرا می گیرد٬ دوستانی که جوان تر هستند باید از پدرانشان شرایط اول انقلاب را بپرسند تا بیشتر با این هزینه ها آشنا شوند. همچنین٬ ظهور انقلاب احتمال تجزیه کشور را بسیار بالا می برد. |
||